استان کرمان

نویسنده: محیا معروفی

قسمت اول

موقعیت جغرافیایی استان کرمان :
استان کرمان از پهناورترین استان های‌ ایران است و پایتخت آن شهر کرمان می باشد. این استان در جنوب شرقی ایران واقع شده و جمعیت آن تا سال ۱۳۹۵ و بر اساس آمار مرکز آمار ایران برابر با ۳٬۱۶۴٬۷۱۸ تن بوده‌ است. کرمان با در بر گرفتن بیش از ۱۱ درصد از وسعت ایران با حدود ۱۸۳٬۲۸۵ کیلومتر مربع وسعت دارد و نظر جغرافیایی بین مدارهای 55 دقیقه و 25 درجه تا 32 درجه عرض شمالی و26 دقیقه و53 درجه تا 29 دقیقه و59 درجه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. استان کرمان از شمال به استان های یزد و خراسان جنوبی، ‌از جنوب به استان هرمزگان، از شرق به استان سیستان و بلوچستان و از غرب به استان فارس محدود می شود و دارای 17 شهرستان، 46 بخش،143دهستان و 59 شهر می باشد.

وضعیت آب و هوایی این استان :
این استان کرمان دارای آب و هوای متنوعی است. به طور مثال در قسمت‌های شمالی که نزدیک کویر است، آب و هوای خشک و کویری، و در قسمت جنوبی آب و هوایی معتدل و دلپذیر دارد. متوسط ارتفاع شهر کرمان از سطح دریا معادل 1755 متر است و بیش تر نقاط شهر با کوه احاطه شده ‌است. درکرمان شب‌ های زمستانی بسیار سرد است و کوه های جوپار و پلوار و جفتان در جنوب و جنوب شرق کرمان در تمام طول سال برف دارند. متوسط مقدار باران در طول سال در کرمان معادل 135 میلی متر است. به دلیل نزدیکی کرمان به کویر لوت این شهر در تابستان گرم و در بهار دارای طوفان های شن می‌باشد ولی به طور کلی آب و هوای این شهر به نسبت خنک است. قسمت ‌های شمالی و شمال شرقی شهر کرمان که در مجاورت کوه‌ های صاحب الزمان قرار دارد از آب و هوای معتدل تری برخوردار است و قسمت ‌های جنوبی و غربی شهر به واسطه نزدیکی به بیابان تابستان‌ های گرم تری دارد.

وجه تسمیه کرمان :
براى کرمان وجه تسمیه‏هاى گوناگون وجود دارد و هر کسى علتى را براى انتخاب این نام بر این سرزمین عنوان نموده است. در پاره‏اى از کتب افسانه‏اى وجه تسمیه کرمان را به کرم هفتواد نسبت داده‏اند.کرمان به کرمى نسبت داشته شده است که هفتواد نام داشته و حکایت آن بدین قرار است: هفتواد نام شخصیتی ایرانی است که در کارنامه اردشیر بابکان و شاهنامه فردوسی به عنوان حاکم کرمان معرفی می‌شود. کلمه هفتواد در شاهنامه ثبت شده و متن پهلوی نام آن به صورت هپتن باد آمده است. هپتان بوخت نیز صورت دیگر پهلوی این کلمه است. هپتان باد به معنای دارای هفت پسر یا دارای هفتمین پسر است، همچنین هپتان بخت را به معنی آزاد شده از هفت آسمان نیز دانسته‌اند. بنا بر نقل شاهنامه فردوسی در شهری بنام کجاران(بم امروزی) در نزدیکی قلعه دختر بم، تجارت مردم از راه نخ ریسی بوده است و این کار بر عهده بانوان بوده است. در شهر مردی بود به نام هفتواد که هفت پسر و یک دختر، روزی دختر هفتواد زیر درختی سیبی پیدا می کند و آن را بر می دارد و مشغول خوردن آن می شود که ناگهان کرمی درون سیب می بیند. دختر کرم را با انگشت بر می دارد و درون دوکی می گذارد و تصمیم می گیرد از آن نگهداری کند به امید آن که این کرم طالعی سعد دارد و می توانند به واسطه آن کار ریسندگی شان را رونق بخشند. این گونه می شود که هر روز به کرم سیب می‌ داد تا کار بسیار کند، تا این که روزی کرم بزرگ و قوی شد. هفتواد و فرزندان اش به پشتوانه ثروتی که از به واسطه کرم به دست آورده بودند توانستند سربازانی استخدام کنند و در مقابل حاکمی که به طمع گرفتن مالیات به سراغ شان آمده بود ایستادگی کنند.کار به جایی رسید که در مقابل هفتواد و پسرانش کسی را یارای ایستادن نبوده است، هفتواد دژی بزرگ-که شاید اشاره به همان قلعه دختر باشد-در کوه می سازد و کرم را که دیگر به شکل غول آسایی بزرگ شده است به حوض آبی درون قلعه منتقل می کند، به علت شهرت این کرم نام کجاران به بم تغییر می کند، تا آن که خبر به گوش اردشیر بابکان می رسد، او که در ابتدا مغلوب کرم می شود ولی در نهایت با نیرنگ می تواند بر کرم و نگهبانان اش چیره گردد، اردشیر دژبانان را مست می کند و به کمک شخصی دیگی از ارزیز(قلع) داغ به نام شیر و برنج برای کرم پر اشتها می فرستد، کرم با خوردن ارزیز مذاب ناتوان می شود و به دست شمشیر اردشیر بابکان از پای درمی آید. اردشیر در ادامه، هفتواد و پسران اش را که برای نجات کرم آمده بودند به مانند کرم از دم تیغ می گذراند. پس از آن اردشیر پایتخت اش را به شهر بم می برد و قلعه و آتشکده ای در آن جا بنا می کند.( امروزه آثار قلعه ای به نام قلعه اردشیر در نزدیکی قلعه دختر کرمان وجود دارد) سپس سپاهی به کرمان می فرستد و افرادی را برای حکم رانی بر کرمان می گمارد.

در کتاب « تاریخ کرمان » به نویسندگی احمد علیخان وزیری، به طور خلاصه این اسطوره معرفی شده است. همچنین دکتر باستانی پاریزی در آثار مشهور خود به این اسطوره اشاره کرده است. برخى نیز این کرم را مظهر بت‏پرستى و مارپرستى قلمداد کرده اند. مولف کتاب جغرافیای کرمان این گونه می نویسد: حدود سال ۲۲۰ پس از میلاد مسیح به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر، این محل گواشیر نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده ‌است. بنا به گفته هرودت کرمانیا از قبایل دوازده‌گانه ایران بوده و ساتراپی چهاردهم(دارا) مشتمل بر ایالت کرمان بوده ‌است. برخى دیگر مردم کرمان را تیره‏اى از پارسیان معرفی کرده اند. پارسیان به شش طایفه شهرى تقسیم می شده‏اند که یکى از آن طوایف گرمانیان بوده‏اند، تصور مى‏رود که کرمانیان همان گرمانیان باشند. برخى نیز کرمان را منسوب به کرمان بن خلوح بن لنطمى بن یافث بن نوح مى‏دادند. عده‏اى دیگر آن را منسوب به کرمان بن فارس بن سام بن نوح، و برخی گویند کرمان به کرمان بن فارس بن طهمورث منسوب است. برخى معتقدند که کرمان از دو کلمه « کار » و « مان » تشکیل شده است، « کار » به معنى جنگ و « مان » به مفهوم محل است و به معنای جایگاه دلاوران می باشد. بعضى جغرافى دانان کرمان را متشکل از دو کلمه « کر » و « مان » دانسته‏ اند، « کر » به معناى کوه و « مان » به معنای مکان و جایگاه، آنان کرمان را به معناى جایگاهى برفراز کوه مى‏دانند. برخى دیگر کرمان را از ریشه کرمن به معنى کار و کوشش تعریف کرده اند و گفته اند کرمان به معنى کارکننده و کوشا است. برخى آن را به کریمان پدر نریمان نسبت مى‏دهند. در مدارک تاریخی و جغرافیایی اسلامی از منطقه کرمان با نام کارمانیا، ژرمانیا، کرمانیا، کریمان، کارمانی، کرمانی و بوتیا یاد شده است.
شهرستان های استان کرمان و پراندگی قوم های آن :
شهرستان بافت
شهر بافت سومین شهر مرتفع ایران است و با قدمتی بیش از هزار سال در جنوب غربی استان کرمان قرار دارد. این شهرستان دارای 4 مرکز شهری، 3 بخش و 14 دهستان می باشد. بافت مرکز اقطاع بوده است و در کتاب صوره الارض ابن حوقل به نام باخته و در تقدیم البلدان به نام بافد از آن یاد شده و در گذر زمان به بافت تبدیل شده است. وجه تسمیه بافت احتمال دارد این گونه باشد که در آن جا بافندگی رونق بسیار داشته و مردم در آن شهر قالی ها و جامه های رنگین و گران قیمت می بافته اند. شهرستان بافت از ترکیب قومی نسبتا متنوعی برخوردار است وگروه های قومی در آن به چند دسته تقسیم می شوند:
گروه مهاجران: گروه های قومی که از مناطق دیگر مثل فارس، آذربایجان، خراسان، سیستان و بلوچستان و لرستان به این منطقه مهاجرت کرده اند، مانند گروه های قومی سلیمانی، لک، بلوچ، سبز بلوچ، طایفه کر و آیینه ای. گروه مهاجران قومی هستند که برای دستیابی به اهداف سیاسی خود به این منطقه آمده اند از جمله گروه قومی که به این منطقه آمده است اعراب بوده اند با هدف گسترش سرزمین های اسلامی، مثل: طوایف بنی اسد، انصاری و…
گروه تبعیدی ها: قومی هستند که به دلیل برخی ناسازگاری ها و درگیری ها در محل سکونت خود از طرف حاکمان مناطق به این منطقه تبعید شده اند، مانند: گروه قومی افشار، لری، بچافچی، لک ها و طایفه جمالی و…
گروه آذری ها: این قوم خود به گروه هایی تفکیک می شوند از قبیل:
افشار: سابقه تاریخی آنها به دوره صفویه بر می گردد. آنها تا پایان دوره قاجاریه در امر حکمرانی منطقه کرمان نقشی مهم بر عهده داشته اند و برخی از آنها از حاکمان کرمان و توابع آن بوده اند.گروه قومی افشار در اصل ترک زبان هستند و از مناطق ارومیه و زنجان مهاجرت کرده اند و در زمان شاه طهماسب صفوی تبعید شده اند و در حال حاضر در منطقه وکیل آباد و ارزوییه شهرستان بافت سکونت دارند.
گروه قتلو: سابقه تاریخی آن ها به سلاطین سلجوقی کرمان می رسد. بزرگان قوم آنها معتقدند که از نوادگان قتلومش برادرآلب ارسلان و پدرش ملک قاورد سلجوقی حاکم کرمان هستند.
مولف کتاب جغرافیای استان کرمان این گونه می نویسد: قتلوها ترک زبان هستند و بیش تر در اقطاع و صوغان ساکن اند. پرجمعیت ترین طایفه ایل قتلو ساجقه نام دارد که بیش تردر تذرج و رابر اند، همچنین طایفه قتلویی در برکنان بافت، و طایفه اسکندری نیز در صوغان به سر می برند.
گروه بلوچ ها: این قوم از گروه های مهاجری هستند که در ابتدا از زابل به جیرفت مهاجرت کردند و در ساردوییه ساکن شدند. بعد از مدتی تعداد آنها افزوده گشت و گروهی از آنها به مناطق خوش آب و هوای بافت، بنگان، رابر و بابیدعلیا مهاجرت کردند، جد تمام آنها سبز علی بلوچ بوده است.
گروه لرها: این گروه قومی به گروه های متعدد دسته بندی می شوند از جمله:
گروه لری: از گروه های قومی بزرگ شهر رابر هستند که در ابتدا در شهر لرستان ساکن بوده اند. بنا بر اعتقاد بزرگان قوم در دوره افشاریه دو برادر به نام های بدرالدین و فخر الدین با همراهی افراد طایفه خود با دولت وارد جنگ می شوند و این درگیری ها منجر به تبعید آن ها به استان کرمان می شود و در آنجا به دو گروه تقسیم شده اند: گروهی از آنها در رابر بافت سکونت یافتند و طایفه بزرگ شمس الدینی را تشکیل دادند، جد آن ها بدرالدین است و گروه دیگری لرهای کوه پنج سیر جان هستند که جد آن ها فخر الدین است.
گروه لک ها: از گروه هایی هستند که طوایف آن ها در کرمان، بافت و زرند پراکنده اند. گروه قومی لک شامل چهار طایفه بزرگ است که عبارت اند از: لک سلطانی(شهسواری)، لک گداری(بختیاری)، لک رجایی و لک امام بخش، این گروه های قومی در مناطق کیسکان، گدار کفتوییه، بزنجان و انجرک شهرستان بافت ساکن اند.
شهرستان بردسیر: بنای شهر بردسیر را به اردشیر بابکان نسبت می دهند و آن را به نام های اردشیر یا وه اردشیر می نامند. این شهر بعد از ورود اعراب به نام بردسیر خوانده شده است. در دوران حکومت سلجوقیان به عنوان قصبه « مشیز » تولدی نو یافت و سال ها به نام مشیز شهرت داشت ولی در نهایت حدود سال های 1331-1330 مجددا بردسیر خوانده شد.
شهرستان بم : بم را منسوب به بهمن ابن اسفندیار می دانند، این شهر در گذشته در مسیر جاده ابریشم قرار داشته و در شرق استان کرمان قرار دارد. اکثر ساکنان این شهرستان فارسی زبان هستند همچنین جمعی از گروه قومی ترکان به نام طایفه رئیسی که از اعقاب عزها هستند ساکن این شهرستان می باشند و گروه قومی دیگری متشکل از بلوچ ها که در نواحی هم مرز این شهرستان با استان سیستان و بلوچستان زندگی می کنند.
شهرستان جیرفت: این شهر در تاریخ به « گدروزیا » یا « کمادین » معروف است و دارای سابقه تاریخی کهن بوده و بر اساس کاوش های باستان شناسی بیش از 7000 هزار سال قدمت دارد. این شهر محل گذر اسکندر مقدونی است و دشت دقیانوس نیز در این شهر قرار دارد. مورخین بر این باور هستند که شهر جیرفت در اثر سیلی نابود شده است، خرابه های آن اکنون در یک کیلومتری جیرفت « سبزواران » فعلی قرار دارد. خرابه های قدیم شهر را به عهد دقیانوس نسبت داده اند، از این خرابه ها سکه ها و آثار عتیقه بسیاری یافت شده است.
شهرستان جیرفت از ترکیب قومی نسبتا متنوعی برخوردار است:
گروه ترکان: ترک زبانان در شرق جیرفت در ساردوییه و نواحی اطراف آن ساکن اند. از طایفه های این گروه قومی می توان به طایفه رئیسی، دادخواهی، کرمانشاهی، جاویدان و فتحی که از عقاب غزها می باشند اشاره داشت.
گروه لرها: از گروه قومی لر زبانان می توان به طایفه شریفی که یکی از بزرگ ترین گروه های قومی در شهرستان جیرفت می باشد اشاره کرد، اکثر آنها در نواحی اطراف سارد و ثیه که یکی از نواحی خوش آب و هوای این شهرستان است زندگی می کنند.
گروه عرب ها: این گروه قومی مهاجر شامل گروه های متعددی است از قبیل: عرب سرحدی، عرب بنی اسد، عرب و مداحی که از قسمت های مختلف شبه جزیره عربستان در زمان حمله اعراب به این منطقه آمده اند.
گروه بلوچ ها: ریشه آن ها به جدشان سبز علی بلوچ می رسد و در حال حاضر در نواحی کوهستانی این شهرستان زندگی می کنند.
شهرستان زرند: اگرچه سابقه تاریخی و تاریخ شهر زرند از دید پژوهندگان دور مانده است ولی از آنچه در آثار و کتب پهلوی و تاریخی برجای مانده است این گونه استنباط می شود که بنای این شهر مربوط به دوران ساسانیان است. در کتاب اوستا به نام « زراوند » از آن نام برده شده است. اکثریت قریب به اتفاق ساکنان این شهرستان را مسلمانان تشکیل می دهند، با این حال سه گروه عمده دیگر علاوه بر فارسی زبانان در این شهرستان سکنی گزیده اند. که به ترتیب شامل: عرب ها، ترکان و لرها می شوند.
شهرستان سیرجان: این شهر در گذشته به نام سیرگان معروف بوده و بنای آن را به بهمن پادشاه اشکانی نسبت می دهند. بعد ها که اعراب به این شهر دست یافتند نام این شهر معرب گشته و به سیرجان تبدیل شده. چند گروه قومی حضور چشم گیرتری در این شهرستان دارند:
گروه آذری ها: آذری های مقیم شهرستان سیرجان خود به چند دسته قابل تفکیک اند:
افشار: بزرگترین گروه قومی ست که از آذربایجان به استان کرمان مهاجرت کرده و جمعی از این تیره امروزه در شهرستان سیرجان در نواحی از قبیل چاه بید، بونوییه، چاه سجد و استخروییه سکنی گزیده اند.
گروه بچاقی ها: این گروه در زمان نادر شاه افشار از آذربایجان به این منطقه تبعید شده اند و در نواحی شرقی و جنوب شرقی شهر سیرجان از جمله در چهار گنبد، سوفته چال و بلورد ساکن می باشند.
گروه قومی قرایی ها: این گروه قومی در نواحی تنگوییه، چاچوران، چاه شور، گدار خانه زندگی می کنند.
گروه لرها: بزرگترین گروه قومی لرها در این شهرستان گروه قومی لری است که جد آنها فخرالدین می باشد. این گروه قومی در زمان نادرشاه افشار از لرستان به این منطقه آمده اند و در نواحی کوه پنج، باغ خشک، هفده چنار و منسار ساکن هستند.
شهرستان کهنوج: در جنوب شرقی استان کرمان واقع شده است. این شهرستان بعد از انقلاب در سال 1358 از پیکره شهرستان جیرفت جدا شد و در حال حاضر حدود 250000 هزار نفر جمعت دارد. در این شهرستان نیز گروه های قومی و نژادی مختلفی مستقر هستندکه عبارت اند از:
گروه اعراب: این گروه از دو طایفه مالکی و مهیمی از احکام و سرداران رودبار هستند واصالت آنها به اعرابی برمی گردد که در صدر اسلام در خراسان ساکن شده اند و حدود پانصد سال قبل به منطقه رودبار آمده و به حکومت رسیده اند. مالکی ها خود را از احفاد مالک اشتر می دانند.
گروه بلوچ ها: این گروه قومی از اقوام مهاجری هستند که از سیستان و بلوچستان به این منطقه آمده و در انتهای بخش رودبار کوه های نمداد ساکن اند. این گروه شامل گروه هایی از قبیل: فرامرزی، نارویی، بامری، سالکی و زابلی می باشند.
گروه ترکان: قومی هستند که بعد از حمله غز ها به کرمان وارد این منطقه شده و در سه منطقه کهنوج، جیرفت و بم سکنی گزیده اند. این گروه قومی شامل طایفه های رئیسی، جاویدان دادخواهی، کرمانشاهی و فتحی می باشند.
گروه هندوها: مهاجرینی هستند که از هندوستان به این منطقه آمده اند و در منطقه رودبار سکنی گزیده اند. یکی از طایفه های این قوم طایفه براهویی است و دارای زبان مخصوص به خود است.گروه های قومی رودبار لهجه های گوناگونی دارند ولی زبان یکدیگر را به خوبی متوجه می شوند اما هیچ کدام قادر به درک لهجه های براهویی نمی باشند، آنان تقریبا آداب و سنن گذشتگان خود را به خوبی حفظ کرده اند.
بیش ترین نژاد مردمان این شهرستان را نژاد آریایی تشکیل می دهد اما نژاد های دیگری چون یونانیان و آفریقایی ها نیز در این منطقه ساکن هستند.
یونانیان: گروهی هستند که در ناصر آباد و لنگ آباد سکونت دارند و مدعی هستند که از به جا ماندگان سپاهیان و خویشان و وابستگان اسکندر مقدونی می¬باشند. افرادی قوی هیکل، سفید پوست و قدرتمند. ادعای آنها می تواند صحیح باشد چون اسکندر هنگام بازگشت از سفر هندوستان در مسیر هلیل رود و رودبار خود را به جیرفت و سالموس رسانده، در این سفر بدون شک عده ای از سپاهیان فاتح مقدونی در نواحی مختلف به علل گوناگون باقی مانده اند. از این گروه قومی نژادی می توان به طایفه اسکندری که یکی از طوایف بزرگ این شهر است اشاره داشت.
آفریقایی ها: این گروه قومی به دلیل مساعد بودن زمین های این منطقه برای کشاورزی به این منطقه آورده شده اند. نویسنده کتاب تاریخ و جغرافیای کرمان در مورد آنها چنین نوشته است: طایفه ای در رودبار می باشند که اجداد آنها غلام زر خرید از اجداد نور الدین خان بوده اند. این مردان برای کار کردن روی زمین های قابل کشت به این خطه آورده شده و به آنها غلام باب و سیاه باب می گفتند. به عنوان مثال طایفه سالمی رودبار از مهاجرین و کوچانده های آفریقایی می باشند که در مالکیت خوانین رودبار بوده اند. وجود این گروه قومی نژادی ادعای نویسنده کتاب تاریخ و جغرافیای کرمان را ثابت می کند که یک گروه نژادی سیاه پوست در این منطقه زندگی می کنند.

تنوع فرق دینی و مذهبی استان کرمان :
بنا بر منابع و آمارهای موجود سه گروه عمده ی اقلیت دینی که به تفکیک عبارت اند از : زرتشتیان، ارمنییان و کلیمان در این استان زندگی می کنند. در استان کرمان علاوه بر مسلمانان شیعه و سنی پیروان برخی از فرق مذهبی نیز سکونت دارند که می توان آن ها را به دو دسته تقسیم کرد، از پیروان فرق اول می توان به بهاییان اشاره داشت و از پیروان فرق دوم می توان از شیخی ها، دراویش و اسماعیلی ها نام برد.
زرتشتیان: اکثر آنها در شهر کرمان و تعدادی هم در بم، رفسنجان، بافت و زرند زندگی می کنند. در سال های گذشته تعدادی از زرتشتیان در روستاهای جوپار، ماهان و سر آسیاب نیز ساکن بوده اند و به مرور زمان به شهر کرمان مهاجرت کرده اند.
گتوی زرتشتیان: از ابتدای ورود اسلام تا زمان صفویه علی رغم وجود برخی مشکلات و اختلافات در بین مسلمانان و زرتشتیان جدایی گزینی اکولوژیکی بین این دو گروه مشاهده نشد تا زمان شاه سلیمان که به علت بالا گرفتن اختلافات مذهبی در محله زرتشتیان که به نام گبر محله معروف بود و در خارج از حصار کرمان در محلی به نام دروازه گبری ایجاد شد. با گذشت زمان و تحولات جدید زرتشتی ها در انتهای خیابان زریسف سکنی گزیدند. امروزه در اثر تحولات وسیعی که در جغرافیای شهری به وجود آمده است گتوی زرتشتیان از بین رفته و از نظر امکان جدایی گزینی اکولوژیکی دیگر آیین اسلام و زرتشتیان نقش تعیین کننده ای را ندارند، بلکه این موقعیت اجتماعی- اقتصادی است که محل سکونت زرتشتیان و مسلمانان را تعیین می کند.
کلیمی ها: اکثریت آن ها در شهرستان کرمان و تعدادی هم در شهر بافت سکنی گزیده اند.
مسیحیان: اکثریت آن ها در شهر کرمان زندگی می کنند.
شیخیه: یکی از انشعابات جدید مذهب تشیع اثنی عشریه است که حدود دویست سال پیش تحت تأثیر نظریات شیخ احمد احسایی به وجود آمده، این فرقه در کرمان توسط محمد کریم خان کرمانی که به وسیله ابراهیم خان ظهیرالدوله برای فراگیری تحصیلات علوم دینی به نجف فرستاده شده بود حشر و نشر یافته به همین علت به این فرقه در کرمان، کریمخانی نیز می گویند. محمد کریمان کرمانی در نجف با سید کاظم دشتی آشنا شد و در آن جا بود که به سلک پیروان این فرقه در آمد و بعد از بازگشت به کرمان اقدام به نشر عقاید این فرقه در بین اقوام و دوستان خود نمود، این فرقه در کرمان حدود 150 سال است که پایه گذاری شده است.
اسماعیلیه: در سوابق تاریخی به غیر از شهر بابک از حضور اسماعیلیان در دیگر نقاط استان سخنی به میان نیامده، اسماعیلیان استان کرمان به طور عمده در شهرستان های شهر بابک و سیرجان زندگی می کنند، اکثر این افراد در مناطق روستایی سکونت داشته اند و عموما از طریق کشاورزی و دامپروری امرار معاش می کردند.
اسماعیلیان دارای اماکن مذهبی اختصاصی هستند که به آن جماعت خانه یا خانقاه می گویند، در این جماعت خانه ها علاوه بر مراسم عبادی، جشن های عروسی و مجالس ترحیم نیز برگزار می شود. در راس هر جماعت خانه فردی قرار دارد که به وی« مکی » می¬گویند، هم اکنون در روستاهای شهرستان های شهر بابک و سیرجان به ترتیب 3 و 7 جماعت خانه دایر می باشد.
دراویش: دراویش خود به سه دسته قابل تقسیم اند: نعمت الهی نوربخشی، گنابادی و سینایی
دراویش به طور عمده پراکنده اند و در جای خاصی ساکن نیستند، برخی از آنها در جویبار و در منطقه رمجرد شهرستان شهربابک زندگی می کنند.
اهل سنت: اهل سنت این استان که در واقع از بافت مذهبی استان سیستان و بلوچستان به حساب می آیند در حاشیه شرقی و جنوب شرقی و در مناطق هم مرز با این استان سکونت دارند، عمده پیروان مذهب اهل سنت در بخش های قلعه گنج و منوجان(از توابع شهرستان کهنوج) بخش های فهرج و ریگان(از توابع شهرستان بم) و همچنین در قسمت هایی از بشاگرد، مارز، رمشک، و رودبار(از توابع شهرستان جیرفت) زندگی می کنند. اهل سنت استان کرمان به طور عمده پیرو مذهب حنفی می باشند.

جاذبه های گردشگری استان کرمان :
از مهم ترین نقاط دیدنی کرمان می‌توان به موارد زیر اشاره داشت:
قلعه دختر و قلعه اردشیر: از یادگارهای هنر معماری پیش از اسلامی است. ساختمان‌ های این قلعه روی هم به دو قسمت مجزا تقسیم می‌شوند، قسمتی که بر فراز قلعه نسبتا مرتفع جنوب شرقی قرار دارد و در گذشته قلعه کوه نامیده می‌شده و به علت وضعیت طبیعی از قلعه دیگر مجزا است، قسمت دوم بر تپه کوتاه تری قرار دارد و به قلعه دختر یا آتشکده آناهیتا موسوم است.
مسجد ملک: این مسجد در زمان توران شاه سلجوقی ساخته شده‌ است.
مشتاقیه: آرامگاه مشتاق علیشاه که به سه گنبد نیز شهرت دارد و از آثار معماری قرن سیزدهم است.
مسجد جامع کرمان یا مسجد جامع مظفری: این مسجد از جمله مساجد چهار ایوانی است. ارزشمند ترین قسمت این بنا کاشی کاری های معرق محراب و سردر شرقی مسجد می باشد.
گنبد جبلیه: از بنا های منسوب به دوره ساسانی(و بنا به روایتی منسوب به دوران سلجوقی) است که در شرق شهر کرمان قرار دارد و گنبد گبری نیز نامیده می‌شود. پلان گنبد هشت ضلعی است و روی اضلاع آن طاق نماهای متعددی به چشم می‌خورند، آن چه از سبک معماری این بنا استنباط می‌شود این است که مربوط به اواخر دوره ساسانیان است و یا این که در اوایل اسلام با الهام از معماری ساسانی ساخته شده‌.
یخدان مویدی: برای ذخیره یخ به کار می‌رفته ‌و در تقاطع خیابان ابوحامد و خورشید واقع شده است.
مجموعه گنجعلی خان: این مجموعه که متشکل از میدان گنجعلی خان، مدرسه گنجعلی خان، حمام گنجعلی خان، ضرابخانه و آب انبار است در زمان حکمرانی گنجعلی خان بر کرمان و در دوران حکومت صفوی ساخته شده‌است.
مجموعه ابراهیم خان: ابراهیم خان ظهیر الدوله حاکم کرمان(دوره قاجاریه) با ساخت بازار، حمام، آب انبار، مدرسه و خانه مدرس بانی این مجموعه بوده ‌است.
مجموعه وکیل: به دستور یکی از فرماندهان دیگر در زمان قاجاریه ساخته شده و شامل بازار وکیل، حمام وکیل و کاروان سرای وکیل است.
موزه صنعتی: شامل گنجینه‌ای از هنرهای معاصر به ویژه نقاشی‌ ها و مجسمه‌ های استاد علی ‌اکبر صنعتی و… است که در خیابان شریعتی و حد فاصل میدان باغ ملی و چهار راه طهماسب آباد واقع است.
گنبد سبز یا قبه سبز: این اثر متشکل از بنای مدرسه و آرامگاه قراختاییان کرمان ‌است. زیباترین قسمت این بنا کاشی کاری های ایوان آن است که در نوع خود کم نظیر است و همچنین دو ستون پیچکی شکل که در دو طرف ایوان قرار دارند.
باغ شاهزاده ماهان: این باغ در فاصله 30 کیلومتری شهر کرمان در دامنه شرقی کوه جوپار و دره تیگران قرار دارد.
وضعیت اقتصادی استان کرمان :
این استان مقام اول کشور را در زمینه معادن متعدد و غنی به دست آورده است. در استان کرمان معادنی نظیر آهن، مس، سرب و روی وجود دارد که بعضی از آن‌ها دارای پیشینه‌ای کهن و چندین هزار ساله در بهره ‌برداری هستند. فعالیت ساکنان استان کرمان در بخش صنایع به دو صورت صنایع دستی و ماشینی انجام می‌گیرد. بخش صنایع دستی خود به دو نوع صنایع دستی و صنایع کارگاهی تقسیم می‌شود و بخش ماشینی به سه دسته کارگاهی کوچک، متوسط و بزرگ تقسیم می‌شود. از بین صنایع ماشینی یاد شده صنعت مس شهرتی جهانی دارد. معادن سرشار آهن، زغال سنگ، مس و دیگر فلزات، چرخ‌ های صنعت این استان و کشور را به گردش درمی‌آورند. معادن زغال سنگ قسمتی از نیاز کارخانه ذوب‌آهن اصفهان را تامین می‌کنند. معادن کرومیت بافت، جیرفت و کهنوج نیز از مهم‌ترین معادن کرومیت ایران به شمار می‌روند و معدن تیتانیوم کهنوج تنها معدن از این فلز در ایران است. استان کرمان در حوزه کشاورزی نیز به سه منطقه تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از: مناطق کشاورزی خشک و کویری در شهرهای چون رفسنجان، زرند، سیرجان، مناطق کشاورزی معتدل کوهستانی در مناطقی مانند : بافت، کهنوج و مناطق کشاورزی گرمسیری در نواحی مثل: بم، جیرفت، کهنوج. از مهم‌ترین محصولات کشاورزی این استان می‌توان به: گندم، جو، سیب‌زمینی، پسته، حنا، وسمه، پنبه و چغندرقند اشاره داشت. در کرمان انواع محصولات سردسیری شامل گردو، بادام، گلابی، هلو، آلبالو، آلو، گیلاس، سیب و خرما و نیز مرکباتی نظیر پرتقال، لیمو شیرین، نارنگی، نارنج و گریپ فروت تولید می‌شود. این استان در زمینه تولید پسته در کشور رتبه اول را به خود اختصاص داده به‌ طوری که بیش از ۹۵ درصد این محصول در این استان و به‌ ویژه شهر رفسنجان تولید می‌شود. در این استان دامپروری نیز به سه طریق روستایی، عشایری و صنعتی صورت می‌گیرد.
ادامه این مطلب در قسمت دوم…